تبليغاتX
خانه تنهایی



خانه تنهایی  

 


             صفحه نخست
             ايميل به مدير
             طراح قالب
             آرشيو وبلاگ
             وضعيت مدير در ياهو



 

نويسنده :


 

موضوعات :


 

آرشيو وبلاگ :


 


طراح قالب :

گالري قالب وبلاگ



 خداوندی خدا...

 

روزها گذشت و گنجشك با خدا هیچ نگفت
 
فرشتگان سراغش را از خدا گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت :
 
می اید ، من تنها گوشی هستم كه غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی ام كه
 
دردهایش را در خود نگه می دارد و سر انجام گنجشك روی شاخه ای از درخت دنیا
 
نشست .
 
فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشك هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود
 
" با من بگو از انچه سنگینی سینه توست ." گنجشك گفت " لانه كوچكی داشتم،
 
ارامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی كسی ام . تو همان را هم از من گرفتی .
 
 این توفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی از لانه محقرم ؟ كجای دنیا را گرفته
 
بود ؟ و سنگینی بغضی راه بر كلامش بست. سكوتی در عرش طنین انداز شد .
 
فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
 
خدا گفت " ماری در راه لانه ات بود . خواب بودی . باد را گفتم تا لانه ات را واژگون
 
كند.انگاه تو از كمین مار پر گشودی . گنجشك خیره در خدایی خدا مانده بود.
 
خدا گفت " و چه بسیار بلاها كه به واسطه محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته به
 
 دشمنی ام بر خاستی. اشك در دیدگان گنجشك نشسته بود . ناگاه چیزی در
 
درونش فرو ریخت. های های  گریه هایش ملكوت خدا را پر كرد....
 




+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 10:49  توسط فرهاد

 فراموش

 

گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت

 

به شرط آنکه گه گاهی تو هم از ما کنی یادی

 

تو شمعی هستی در قلبم که خاموشت نخواهم کرد

 

فراموشم نکن هرگز فراموشت نخواهم کرد

 



+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 18:35  توسط فرهاد

 کاش...

 

کاش در دهکده عشق فراوانی بود

 

توی بازار صداقت کمی ارزانی بود

 

کاش اگر گاه کمی به هم لطف میکردیم

 

مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود

 



+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 9:22  توسط فرهاد

 یک روز

 

یک روز رسد غمی به اندازه کوه

 

یک روز رسد نشاط به اندازه دشت

 

افسانه زندگی چنین است عزیز

 

در سایه کوه باید از دشت گذشت

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت 10:55  توسط فرهاد

 افسوس

 

افسوس که تزویر ترازو شده است

 

امروز کلاغ هم پرستو شده است

 

ای کاش کسی به این جماعت میگفت

 

کتمان نکنید که دستتان رو شده است

 



+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 12:8  توسط فرهاد

 قفل دل

 

عشق کلید شهر قلب است به شرط اینکه قفل دلت

 هرز

نباشه که با هر کلیدی باز شود.

 



+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم فروردین 1387ساعت 11:12  توسط فرهاد

 قطار

 

توی زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی می مونن

 

از بودن با اونها لذت میبری اما باهاشون به هیج جا نمیرسی

 



+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 16:2  توسط فرهاد

 نه....

 

نه از خاکم

 

نه از بادم

 

نه در بندم

 

نه آزادم

 

اگر آبی تر از آبم

 

اگر همزاد مهتابم

 

بدون تو چه بی رنگم

 

بدون تو چه بی تابم

 



+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 10:4  توسط فرهاد

 نون و پنیر

 

نون وپنیر و چائی قصه آشنایی

 

الهی یاد نگیری هرگز تو بی وفایی

 

روی گلهای نرگس با یه مداد قرمز

 

هزار دفعه نوشتم زندگی بی تو هرگز

 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 15:57  توسط فرهاد

 فریاد و مرگ

 

اگر روزی مرا دوست نداشتی فریاد نزن آهسته بگو تا آهسته بمیرم!!!!

 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم اسفند 1386ساعت 15:53  توسط فرهاد

 عشق

 

عشق را از ماهی بیاموز که چه بی پایان آب را پر از بوسه های بی پاسخ میکند

 



+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 12:27  توسط فرهاد

 ...بماند

 

دلت شاد و لبت خندان بماند

برایت عمر جاودان بماند

خدا را میدهم سوگند بر عشق

هر آن خواهی برایت آن بماند

به پایت ثروتی افزون بریزد

که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبز باشد

برایت زندگی آسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد

چراغ خانه ات تابان بماند

 



+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 9:7  توسط فرهاد

 دیر رسیدیم اما ...

 

سلام حضرت عاشق

یا حسین

فدای چشمانت



+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 21:55  توسط فرهاد

 نگاه در آیینه

 

وقتی خودتو تو آیینه نگاه میکنی بدون یکی دیگه داره بهت نگاه میکنه

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 10:45  توسط فرهاد

 ؟؟؟

 

با نگاهم به گل گفتم :از تو زیباتر چیست؟

گفت :زندگی

زندگی کردم دیدم زیباست اما بی وفاست

به زندگی گفتم از تو زیباتر چیست؟

گفت:عشق

عاشق شدم دیدم اما میسوزاند

به عشق گفتم از تو زیباتر چیست؟

گفت:دوستی

یاری جستم و در اوج زیباییها غرق شدم

 



+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 15:41  توسط فرهاد

 لينك باكس

 




 

درباره وبلاگ :






 

جستجوگر :



در كل اينترنت
در اين سايت


 


كل بازديد ها :

گالري قالب وبلاگ
جديدترين كليپ هاي موبايل
ITFC 1
ITFC 2
یاهو
محشر
شیوا
سید ذاکر
کد جاوا
پرستو
ماهی
ویکی پدیا
ایراورتکس
آهو
مهتاب
مداحی
محمد صبا
کیوکوشین
حسام
مینا
نازنین
بی کفن
مکتب المهدی
شبگرد(مریم)
بوی گندم
یه قطره بارون
تولدت مبارک
ایران عشق
سنگ صبور
هومن و شهاب
ناشناس
عاطفه
هدهد
چیروک
دختر های مهربون
خاطرات یک پسر
ایل
رز پرپر شده(عاطفه)
پرنسس
جستجوگر
دیوونه
مجید
آلبالو
پارادیس
مسافر غریب
محسن
گمشده
طوفان زرد
تارا
قالب ساز
فیلتر شکن
بیخیال
جاويد(عشق)
مسافر جنوب(محمد رضا)
عشق مرده
پس كوچه
آفتاب
کامیار
رسپینا
همراه
متين
امیر متین
عیسی
فرشيد
نستراداموس

خداوندی خدا...
فراموش
کاش...
یک روز
افسوس
قفل دل
قطار
نه....
نون و پنیر
فریاد و مرگ
عشق
...بماند
دیر رسیدیم اما ...
نگاه در آیینه
؟؟؟
در
چتر
قاصدکها
نام و نشان
وصال دوست

انجمن طراحان ايران
جديدترين كليپ هاي موبايل

آرشيو پيوند هاي روزانه